تبليغاتX
ني ني ناز و مامان باباش
ني ني ناز و مامان باباش
من یک مادرم.مادرانه زندگی میکنم تا شاهد قد کشیدن مرد کوچک خانه ما باشم
جستجو
پيوندها




































































































هييييييشششش موشي كابه

heartshape1.gif : 46 par 30 pixels.wetkissf.gif : 45 par 37 pixels.فدات بشه مامانيflirtysmile3.gif : 43 par 54 pixels.

 

*عکس حذف خواهد شد

 

ارسال شده در: چهارشنبه 18 آذر1388 :: 17:7 :: توسط : مامان يزدان
اين روزها شديدا بايد مراقب رفتار و صحبت كردنمون باشيم،چونكه يك جفت چشم دنبالمونه/البته الان یکسال و نیم که مواظب رفتارمون هستیم

يكشنبه۱۵.آذر.۸۸ در حال تماشاي برنامه ابراهيم تاتليسس:

كساني كه اين برنامه را ديدن ميدونن كه ابراهيم يك رقاص معروف داره به نام "ديدم"من هم منتظر اومدنش بودم..و اينم ميدونين كه لباسهاي عربي سر و ته ۳۰سانت بيشتر نيست

تصور كنين آهنگ در حال نواختنه

رقاص وارد ميشه

یزدان:مامان

من:جون مامان

یزدان:نو نو*

من:

و سپسماچ و فشار و جيغ یزدان

 

* یزدان به س. ي ..ن ه ميگه نونو

اينم يكي از شيرين كاريهاي گل پسرم..در حال خوردن ماكاروني

 

 

 

 

ارسال شده در: سه شنبه 17 آذر1388 :: 11:49 :: توسط : مامان يزدان

        یزدان در اين هفته و هفته گذشته صاحب:
• ماشین(جیپ)
• ماشین(نیسان)
• ماشین(مسابقه)
• تفنگ
• بن بن بن ۱-۲-۳
• سی دی آموزشی
• سی دی کارتن
• موتور
• ۱۰ عدد دفتر نقاشی
• ابزار های اولیه نجاری و مکانیکی
• لیزر اشاره
• هلی کوپتر جنگی(شونوک)
• ۳ جلد کتاب نقاشی
• ۳۲ جلد کتاب آموزشي و داستان
• عروسك teletubbies(رنگ سبز) كه خودش اسمشو گذاشته "زين گين"

 

*خيلي دلم ميخواد هم از كتاباش هم از اسباب بازي هاش عكس بذارم اما واقعا فرصت نميشه

 *داداش گلم روزت مبارک

ارسال شده در: دوشنبه 16 آذر1388 :: 3:44 :: توسط : مامان يزدان

ماماناي عزيز ممكنه كتاب خوب با تصويرگري و نثر ساده معرفي كنين.

يه ليست بلند بالا براي همسرم نوشتم كه همين روزها خريداري ميشه.

در ضمن ممكنه مجموعه كامل كتابهاي "با سر بريم توي كتاب"را برام نام ببريد؟

يزدان حدود ۸۰ جلد  كتابخوب و كارت آموزشي عالي داره اما همشونو حفظ حفظ..البته ميدونم كه هر بار نكته جديدي از هر كتاب ياد ميگيره و يا يادش ميدم اما خودم و همسرم دوست داريم فقط و فقط و فقط دورش پر از كتاب باشه.

ممنون ميشم اگه راهنمايي كنين.

اضافه شده در ۱۴.آذر.۸۸:

کتابهای یزدان خریداری شد،اما بعضی از کتاباشو نداشت که موند به عهده همسرم..در ضمن مجموعه کتابهای با سر بریم توی کتاب را براش خریدیم.

 

ارسال شده در: چهارشنبه 11 آذر1388 :: 16:28 :: توسط : مامان يزدان

به ياري خدا فردا واكسن هجده ماهگي  پسركم زده ميشه و پسرم از هميشه عاقل تر و شيرينتر هست.

شيرين و شيرين زبون..كنجكاو و خرابكار..

خدايا به بزرگي ات قسم كه زندگي شيرينم را شيرينتر كن و از گناهان كوچك و بزرگم درگذر..

به ذات مقدست قسم كه همسر مهربان و يگانه فرزندم را از سايه مهر و محبتت بيدريغ مگذار

خدايا بيشتر از هميشه به حضورت در قلبم نياز دارم

اضافه شده در ۱۰.آذر.۸۸ :

صبح قبل از رفتن به مرکز بهداشت به یزدان قطره استامینوفن دادم،واکسن هم به پا هم دست تزریق شد،تا الان نذاشتیم تب کنه.اما درد پا شروع شده و تا حرکت میده شروع میکنه به "درد درد " گفتن..

باورتون نمیشه وقتی داشتن واکسن میزدن چنان ضربان قلبم رفته بود بالا که انگار دارن توی گوشم طبل میزنن..شانس آوردم بابای یزدان بود وگرنه من که طاقت نداشتم اونجوری نگه ش دارم.

خداکنه سبک باشه و تب بالایی نداشته باشه/آمین

اضافه شده در ۱۱.آذر.۸۸

دروز تا نزدیکای ساعت ۸ شب یزدان پا رو زمین نمیذاشت..بطوری که ما برای ۳۰ثانیه بغل کردن یزدان و نشستن روی مبل د رحسرت بودیم ولی دیروز یزدان برای ساعتها یا بغل من یا بابایی روی مبل نشسته بود و جنب نمیخورد..اما دیگه از حدودای ساعت ۹ شب  کم کم پاشو گذاشت زمین اما کاملا واضح بود که پاش درد میکنه..یزدان ساعتی ۳۰۰بار توی خواب غلت میزد اما دیشب حتی یکبار هم تکون نخورد..الهی فدات بشم..از امروز هر ۶ساعت قطره تایلانول میدم.

 

ارسال شده در: دوشنبه 9 آذر1388 :: 16:52 :: توسط : مامان يزدان
به اميد خدا ۱۰.آذر.۸۸ واكسن هجده ماهگي يزدانم زده ميشه..خيلي از اين واكسن ميترسم.توروخدا هر تجربه ايي در اين زمينه دارين بگين..به باباي يزدان گفتم كه حتما مرخصي بگيره..

روزهاي من و يزدان 

عكس مربوط به ۱۰ماهگي يزدان ميشه.روزي ۱۰بار بايد داستان ۵تا انگشت براش بخونم.اگه انگشتام نقاشي شده نباشه با كمال تعجب ميگه:نه .. نيست !!

پا در كفش بزرگان كردن

جالب اينجاست كه اكثرا يزدان دمپ يا همون دمپايي را درست ميپوشه..و كفش و دمپايي مربوط به هركس را ميشناسه

مهندس كوچولوي خونه ما /1

فكر ميكنم ديگه احتياج به توضيح نباشه

مهندس كوچولوي خونه ما /2

 بعد از ساختن برج ش دستشو برده كه خراب كنه و بگه:سككوووت

 

فداي اون چپپا=چپه گفتنت بشم م م من

ارسال شده در: سه شنبه 3 آذر1388 :: 17:46 :: توسط : مامان يزدان
وقتي صبح زود بالا سرم ميموني و يك ريز صدام ميكني"ماما-ماما-ماماااا-مامااااااااااا- با چشمي كه در حسرت يك خواب عميق شب تا صبح  پيشت نشسته و "پيش پيش" هايم را شمرده تا شايد تسكيني باشه براي درد گوشت،درك ميكنم كه اين بهشت برين بدون زحمت بدست نمياد*.

گفتم كه بدوني كه چقدر برامون عزيز هستي گل من..

*البته اين بيخوابي انگشت كوچيكه بيخوابي هاي دندون در آوردنت و يا چله پايي ت نميشه

اضافه شده در ۳.آذر.۸۸:ممنون خاله های گل.تقریبا چند روز پیش یزدان هر نیم ساعت به نیم ساعت از خواب بیدار میشد و گاه گاهی هم ناله میکرد و "درد"درد"میگفت..اول فکر کردیم دوباره جریان دندون درآوردن به راهه..بعد دیدیم که نه..انگار بحث جدی شده.برای چک اپ ماهانه که رفتیم این قضیه را به دکترش گفتیم که گفت مقداری درگوش چپش جرم جمع شده .. قطره ایرگل  داد که جرمها بیرون بیان..الان دیگه از بیتابیهای شبونه ش خبری نیست.

بیمرم برای اون درد درد گفتنت

 

ارسال شده در: دوشنبه 2 آذر1388 :: 12:24 :: توسط : مامان يزدان
جالب اينجاست كه الان يك هفته ايي ميشه كه يزدان هر خانمي كه ميبينه(بي حجاب در تي وي)خطاب ميكنه به من و با ذوق وصف نشدني ميگه:مامان

همچنين اين مطلب در مورد باباش هم صدق ميكنه و جالبتر اينكه ميدونه اونها ماما يا باباش نيستن،چون بعد از چند ثانيه به عكس ما اشاره ميكنه و با يه خنده مرموز ميگه ماما بابا

خيلي برام جالبه كه دليل روانشناسي اين مطلب رو بدونم

 

ارسال شده در: دوشنبه 25 آبان1388 :: 16:25 :: توسط : مامان يزدان
در طول هفته گذشته یزدان گلم صاحب :

  1. جاروبرقی 
  2. اتو
  3. چرخ خیاطی 
  4. ماشین.1 و  ماشین.2
  5. لوازم پزشکی
  6. قطار
  7. لودر 
  8. موبایل
  9. جوجه 
  10. خرگوش
  11.   تلفن
  12. قاب عکس موزیکال 
  13. شلوار بیرون
  14. شلوار منزل
  15. آستین بلند بافتنی
  16. همراه ژیلت ش(جلیقه اش)
  17. آستین بلند منزل
  18. سویی شرت ۳تکه(سویی شرت+شلوار+آستین بلند)

شد .بگید ماشالله.پسر گلم داره از الان جهزیه جمع میکنهتا شماره ۱۲ خریدها کاملا غیر منتظره و غافلگیرانه بابای یزدان بود..فکرشو بکنین یهو در باز بشه و اینهمه اسباب بازی ..منکه چشام شده بود ۶تا..چه برسه به یزدان

یزدان قشنگم دوستت داریم.بی اندازهامیدوارم روزی بتونی محبتهای بابات رو جبران کنی


 عزیز مامان سککوت=سقوط گفتنت منو کشته جیگر مامان

 شعر میخونه..اونم تیتراژپایانی دلنوازانو.هم میخونه هم میرقصه..البته به زبون خودش میخونه هاا.

از بقیه شاهکارهای پسرم نمیگم که کم نیستن

ارسال شده در: شنبه 23 آبان1388 :: 16:10 :: توسط : مامان يزدان
xpeople_zombitalk.gif : 31 par 42 pixels.آنفولانزاي آ :ايشون يك عدد ويروس آپ تو ديت شده ايي هستن كه خيلي هم بيتربيت تشريف دارن..كه اين روزها بهشون ميگن آ..بله آي باكلاه ..ايشون كاملا سرزده و خيلي ناغافل اومدن سراغ بنده..كه البته بعد از ورود بي ادابانه ي ايشون بنده چند روز سرفه هاي خشك داشتم و به خيال اينكه يه سرماخوردگي زودگذر هست پشت گوش انداختم اما بعد از ۲روز ديدم نه،انگار اين سرفه ها درحال تبديل شدن به تب و سپس لرز ميباشد..كه بله..تبديل شديم به يك عدد مامان ساندويچ شده سه لايه..weirdsmiley1.gif : 28 par 31 pixels.كه متاسفانه با همان حال ساندويچي بايد به شازده گل پسر هم شير نوش جان ميفرمودم..با اصرارهاي مكرر جناب همسر بنده پذيرفم كه دكتر تشريف بيارن به منزل..بنا به توضيحات بنده كه:تهوع-تب و لرز-فشار پايين-سرفه و درد در ناحيه زانو..جناب دكتر تشخيص آنفولانزاي بي ادب و بي ريخت آ باكلاه را دادن....اينم بگم كه مجاني نيومداا ت۴۰۰۰۰ويزيت در منزل و ت۱۰۰۰۰ هم جهت سرم و دارو.سرم براي اين ۵۰ تومن درد ميكرد

سپس بنده يك عدد سرم نميدونم چي چي +دارو داخل سرم و يك پيروكسيكام تزريق در ناحيه عضله باسني  نوشجان كردم و توصيه كردند كه بايد دهان را بسته و به هيچ وجه بي دهان بند حرف نزنم و سرفه ننمايم.

در نتيجه جناب همسر روزي يك پارچ آب پرتقال و ليمو به خوردمون ميدادن كه ناگهان دوباره اين ويروس بي تربيت و بي ريخت و زشت تشريف بردم در بدن جناب همسر(حالا بيا و درستش كن)در همان روزهاي ابتلاي جناب همسر صبح يكي از روزها شازده پسر هم تب بالايي گرفت و بنده دست پاچه بردمش دكتر كه بنا به تشخيص جناب دكتر يك سرما خوردگي ويروسي در يزدان مشاهده شد..كه طفلك تا ۴۸ ساعت تب داشت و لب به غذا نميزد..

در راستاي اين مريضي جناب شوشو ۸ روز سر كار نرفتن و تا يك هفته شايد هم بيشتر حالت تهوع در ما ديده ميشد..كه در جناب همسر به وقوع پيوست اما در من خفه شد 

من فك رميكنم كه با شستن دست و چه ميدونم اين جينگولك بازي ها نميشه جلوي ورود ويروس گرفت..خب ويروسه ديگه از در بندازيش بيرون از پنجره مياد ولي خب جريان كاچي به از هيچيه

ارسال شده در: چهارشنبه 20 آبان1388 :: 17:58 :: توسط : مامان يزدان
درباره وبلاگ
يزدان احديت عنايتي كرد و يزدان نازنين من در بيمارستان وليعصر تهران ساعت 8:15 صبح 12 خرداد 1387 بدنيا اومد. 14 مهر 86 بود كه فهميدم كه خدا بار ديگه لطفش شامل حال من و همسر عزيزم كرده وهچنين30 دي 86 بود كه فهميدم ني ني آسموني من يك پسره كاكل زريه.
من و همسرمهربانم عهد و پيوند آسمونيمونو در شهريور 83 بستيم و از خدا خواستيم تا براي هميشه حافظ عشقمان باشه.
اينجا از پسر نازنينم و زندگيم مينوسيم..تا هميشه يادم بمونه كه زندگي زيبايي و زشتي هاي خودشو داره.
(خدایا بر هرآنچه دادی و ندادی شکرت)

*من مادرانه هايم را اينجا ثبت ميكنم*





ghalebeweb.blogfa.com

Free counter and web stats